تبليغاتX
کسی که مثل هیچکس نیست

کسی که مثل هیچکس نیست

یه دیالوگ از یکی از سریالها که خیلی قشنگه:

  • عشق یعنی چی؟

       -یعنی دوست داشتن

  • چرا دوسش داری؟

       -چون می خوام مال من باشه

  • این تصرف

       -می خوام دوسم داشته باشه

  • این توقع
  • هر وقت دوسش داشتی برای خودش ،دوسش داشتی بدون اینکه بخوای مال تو باشه بدون اینکه بخوای دوست داشته باشه بدون اینکه ازش انتظار داشته باشی اونوقت بگو من عاشقشم

*****

نمی شه از تو یک لحظه جدا شم

که بی تو زندگیم رنگی نداره

تو خورشیدی به داد من رسیدی

زمستونم با تو رنگه بهاره

عشق من تا که تو رو دیدم ناز چشمات خریدم

برای بودن با تو از همه دنیا بریدم

تو اون عشقی که من خوابشو دیدم

تو بیداری به آرزوم رسیدم

تو گل بودی شکفتی در نگاهم

به دنبال تو من پروانه بودم

*****

هر روز از تکرار اسمت به نفس نفس می افتم

نه به فکر کار دیگه نه به یاد کس می افتم

پاکی عشق تو مثل رنگ سبز نو بهاره

هر چی که قشنگ و زیباست تو رو یاد من میاره

از تو خوندن پایان نداره دور از تو موندن امکان نداره

بی تو دردم درمان نداره دور از تو موندن امکان نداره

ای جان من جانان من هم درد هم درمان من

وبه یادها که بارون زده ی کوچه ی عشق

تو رو با اشک چشام تو دفترم نوشتمت

آنچنان شکر به درگاه خدا کردم تا

اومدن فرشته از آسمون به دیدنت

*****

دست منو بگير که داره اينجا

فرو می ره تنم ميونه مرداب

ببين که تو چشای بيقرارم

نگاه خواهشه به سوی مهتاب

دست منو بگير که داره اينجا

پرنده بودنو ازم می گيره

تو آسمونی می دونی پرنده

بدون پر زدن چقدر حقيره

*****

فعلا()

راستی این داخل پرانتز خصوصیه

+ نوشته شده در چهارشنبه 1384/09/23 توسط برکه |


سلام

قبل هر چی می خوام یه چی بگم

۲۲ روز از آخرین شارژ من می گذره و باطریم خالیه خالیه...

۵ روز دیگه میشه :۱ سال و ۸ ماه از روزی که من بهترین نعمت خدا رو بدست آوردم همون که برای بعضیها هیچ مفهوم خاصی نداره که بخوان اسمش رو به زبون بیارن ولی برای من بقدری با ارزش محسوب می شه که قدر به بیانش نیستم

۱۷ هین ماه بود که ۸ ماه از آغاز سخت ترین ولی شیزین ترین دوره ی زندگی من گذشت

اینم از تقویم گویا

*****

برای من حرف هیچ کس مهم نیست حرف هیچ کس و نظر هیچ احدی برام اهمیت نداره پس حرف هیچ کس گوش نمی دم و با کسی هم بحث نمی کنم فقط می گم:((با مرور زمان همتون به حرفای من میرسین))

*****

می خواهم بدانم

که چگونه اانسانها از یکدیگر بیزار می شوند و چقدر راحت به چیزی دل می بندند و چه آسان و زود از آن دل می کنند

آری می خواهم بدانم...

آیا من آدمیزاد هستم؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

*****

بخودم شک دارم من هیچیم به آدمیزاد ها نمی خوره... یا بهتر بگم احساس ميکنم با همه ادمهای روی زمين فرق ميکنم.يا حداقل با ادمهايی که ميشناسم.

ميدونی اين واسم يه افتخاره که هيش کی تو اين دنيا مثل من احمق نيست.هيش کی تو اين دنيا به اندازه من چوب حماقتهاشو نميخوره.هيش کی به اندازه من حرف تو گوشش نرو نيست(البته من جلوی حرف منطقی خفه میشم ولی در مورد این یه رقم حرف منطقی رو قبول ندارم چرا قبول دارم ولی کاری ازم بر نمیآد). گلايه ندارم.يه جورايی هم مغرورم که هيش کی تو اين دنيا شبيه من نيست.هيچ چيم محض رضای خدا شبيه ادم نيست.نه زندگيم.نه کارم.نه درس خوندنم نه حتی عاشق شدنم.آخه کدوم آدمی عاشق می  شه بدون دلیل زندگیشم می ذاره واسه عشق اونم عشقی که عین خیابون یه طرفه می مونه....خلا صش من آدمیزاد نیستم.....

*****

و برای عشق هيچ بهانه ای نيست

همچنانکه برای دوست داشتنت

تو خود بهترين بهانه ای

برای زندگی

ای بهترين بهانه برای بودنم

بی تو ديگر بهانه ای برای بودنم نيست

*****

مدتهاست که می خواستم با تو صحبت کنم اما يارای گفتنم نبود الان هم نمی دونم می تونم يا نه ولی دلم می خواد بگم دلم می خواد بگم که چقدر بی تاب شنيدن صدات هستم نمی دونی برای ديدنت چقدر لحظه شماری می کنم اما هيچ کدام از اينها را نمی تونم به زبان بيارم خودت بهتر می دونی چرا ؟ آره خودت بهتر از هر کسی می دونی ولی به روی خودت نمياری خودت می دونی که چقدر دوستت دارم اون وقت پيش روی من به خدا شکوه می کنی که خدايا کاش کسی مرا دوست داشت کاش کسی مرا به اندازه خود دوست داشت.

کاش می تونستم توی اون چشمهای هزار رنگت نگاه کنم و آنچه که در دل دارم با تو بگويم.

 

جز من اگرت عاشق شيداست بگو

ور ميل دلت به جانب ماست بگو

گر هيچ مرا در دل تو جاست بگو

گر هست بگو- نيست بگو- راست بگو

*****

برای اين دل من دعا کنيد

دعا کنيد که نشکنه

دعا کنيد که دل اون با دل من کنار بياد

*****

فعلا()

+ نوشته شده در دوشنبه 1384/09/21 توسط برکه |


آه ! نمی دانم،
براستی اين تقدير من ا ست!
يا سرنوشت توست!
كه اينگونه

 ديواری از جنس فاصله

بين نگاهمان

كلاممان

 و بين دستهامان
جدايي افكنده ست.
***
ديرگاهی ست
صدای تپش قلبت
شوق زيستن را
 در من
 نيفروخته
و ترنم صدای مهربانت
سرود هستی را
با من تكرار نكرده ست.
***
اينك من در انتظارم
در انتظار،همسرايي با باد
هم نوايي با برگ
هم نشيني با سبزه
وهمدلی با مهتاب
***
من در انتظارم
در انتظار مخمل چشمانت
لطف كلامت
شوق نگاهت
گرمای سوزان سلامت
واحساس قشنگی كه
با تو بودن در من ايجاد می كند
***
آری
من زن هميشه منتظر،
در قصه های تو هستم.
با من بخوان
و با من بمان
برای هميشه
اي نغمه ساز سرودن
 
******

حسادت می کنم به رنگ ديوار، وقتی اتفاقی سايش بدنت به پوستش را حس می کند.
حسادت می کنم به آفتاب، وقتی با نوازش آرام پوستت به تو گرمی ميبخشد.
حسادت می کنم به برگ گياه، وقتی در گلدان آرام گرفته و حرکت تو از کنارش او را هيجان زده می کند و
بی تاب و چرخان.
و به مادرت هم، وقتی چند لحظه پيش از خواب به ياد تو لبخند ميزند.
و به فرش که چند تار مويت را ميان پرزهايش نگه ميدارد و به سادگی هم پس نمی دهد.
و به اتاقت که لذت بودن با تو را هميشه می چشد.
و به آينه ات که هر روز گرمی نگاهت را حس می کند .
و به کوچه ات، درختهای باغچه ، چشمهايت وبه خودت، به خدايت و به اين قلم که از تو گفت

کاش آن آينه ای بودم من

که به هر صبح، تو را ميديدم

می کشيدم همه اندام تو را در آغوش

سرو اندام تو با آن همه پيچ ، آن همه تاب

آنگه از باغ تنت می چيدم گل صد بوسه ی ناب

 

فعلا(

+ نوشته شده در شنبه 1384/09/12 توسط برکه |


سلام...

دلم گرفته بود می خواستم گریه کنم ولی احساس می کردم نمی تونم یا نباید گریه کنم ولی:

 

گريه كن گريه قشنگه گريه سهم دل تنگه

گريه كن گريه غروبه مرحم اين راه دور

سربده آواز هق هق خالي كن دلي كه تنگه

گريه كن گريه قشنگه گريه سهم دل تنگه

بذار پروانه ي احساس دلت بغل بگير

بغض كهنه رو رها كن تا دلت نفس بگير

نكنه تنها بموني دل به غصه ها بدوزي

تو بشي مثل ستاره تو دل شبا بسوزي

 

کافی بود برای شکسته دشدن بغضی که ۲روز بود شدت گرفته بود و داشت خفم می کرد آره کا فی بود برای شکستن سکوتی که مدتی بود برای فرار از اطرافم در پیش گرفته بودم

***** 

بعضي وقتا كه مياي سر روي شونم ميذاري

تموم غصه ها رو از دلم بر ميداري

اما اين فقط يه خواب خواب پشت پنجره

وقت بيداري بازم غم مي شينه تو حنجره

 

بدون شرح.......

*****

آینده :ازش وحشت دارم ولی می خوام زمان سریع تر بگذره

واقعا قاطی کردم حرفایی که میشنوم  داره داغونم می کنه نمیشه فهمید منظور از این حرفا چیه .....

*****

چشمامو رو هم ميذارم تو رو به يادم مي آرم

دوباره دست تكون ميدمف تو رو به همه نشون ميدم

كم ميارم آخه تورو،تو رو به يادم ميارم

 دنيا ديگه مثل تو نداره ،نداره نمي تونه بياره

دلا همه بي قراره عشقن

اما عشقي كه واسه تو بي قراره

هيشكي مثل تو نمي تونه،نميتونه قلبم بخونه

بگو بگو كدوم خيابونه كه منو مي تونه به تو برسونه

 

فعلا()

+ نوشته شده در جمعه 1384/09/11 توسط برکه |


 

سلام خوبين ديگه

 می خوام بگم بدونين زندگيم چه وضعيتی داره مثل اينه که قلب نداشته باشی يعنی از دست داده باشيش يه روز بهت يه قلب طلايی نشون بدن بگن زندگی تو تا زمانيه که اين قلب بزنه . اين مال تو نيست يه روز ميره يه جا ديگه. ديگه نميبينيش نه ؛با رفتنش نميميری فقط نمی بينيش اون ميره ولی همچنان می زنه پس تو زنده می مونی فقط  بخاطره اون

 اون قلب توی يه شيشه تو يه اتاق که درو ديوارش از آهن هر چند روز يه بار  ميری از پشت ميله های در آهنی می بينيش هر بار با ديدنش به همه چيز اميدوار ميشی با ديدنش نتنها برات يکنواخت نمی شه بلکه هر روز عطشت بيشتر می شه اون قلب همه چيز تو به حساب مياد هر دفعه بايد دزدکی ببينيش تا کسی نفهمه می خوای با قلبت باشی ولی ..... حالا بايد چی کار کرد........

عشق من يادم کن گاهی

که به دل دارم آهی

تو که از سرم آگاهی

يه دنيا يه دنيا عاشقم من

بدون به عشقت صادقم من

تو مست خويش و من مست عشقم

اگه نباشی ميميرم بيا که عمر از سر گيرم

تا هستم با يادت شادم

آخه دل به تو دادم ديگه از غمها آزادم

به انتظار ديدنت به لحظه ی رسيدنت

دل داره پرپر ميزنه از سينه ام پر می زنه

ای چشمه ی حيات من

فرشته ی نجات من

شوق نفسهای منی 

هميشه رويای منی

عشق تو در دل من هديه ای جاودانست

برای زنده بودن قشنگترين بهانست

دوست داشتن تو مثل عطر خوش بهاره

**********

يه چيز خيلی جالب شنيدم :

عشق وقتی می آد همه چيزرو با خودش مياره  وقتی ميره هرچيزی که ؟آورده بود می بره تازه چيزهايی که از قبل بود رو هم می بره ولی يه چيز جا ميگذاره ((تنهايی و غصه))

حالا خودتون فکر کنين که همين غصه و تنهايی چه چيزايی با خودش داره...

سکوت تا کی.............؟؟؟؟؟؟؟؟؟

من ...من... (به قل خودش مرض)

من چی کار کنم ؟ چارم چيه؟

دردم اون بدبختی اينجاست درمونم هم اونه

هيشکی منو دوس نداره

فعلا()

+ نوشته شده در پنجشنبه 1384/09/03 توسط برکه |


DESIGN BY : NIGHT SILENCE X

چرا وقتی که آدم تنها میشه غم و غصه اش قده یه دنیا میشه؟


صفحه نخست
صندوق نامه هام


دوست جونام

سها جون عاشقم...
دوست جونم ایکس
عزیز دلم ساویز
گیلاس خانمی خوشمزه
اسیر
داش فرهاد
نهال جونم
لیمو
آرشیو دوستام


نوشته های پیشین

مرداد 1387

تیر 1387
خرداد 1387
اردیبهشت 1387
فروردین 1387
بهمن 1386
آذر 1386
مهر 1386
شهریور 1386
مرداد 1386
تیر 1386
خرداد 1386
اردیبهشت 1386
فروردین 1386
اسفند 1385
بهمن 1385
دی 1385
آذر 1385
آبان 1385
مهر 1385
شهریور 1385
مرداد 1385
تیر 1385
خرداد 1385
اردیبهشت 1385
فروردین 1385
اسفند 1384
بهمن 1384
دی 1384
آذر 1384
آبان 1384



دوست جونام

تازه اول راه اینه.آخرش چی میشه؟
اینا عشق منن
خدای همه چیز
بهترین کانال
عشق مامانم
قالب های نایت اسکین


    تعداد بازديدها:

Design by : Night Skin